محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى
341
خلد برين ( فارسى )
صورت ماجرا را با او در ميان نهادند ، و يار احمد از جاى آمده با تمامى شاملويان به احاطهء منزل خواجه پرداخت . ملازمان خواجه از در ممانعت درآمده از دو طرف نيران محاربه اشتعال يافت . عاقبت شاملويان هجوم آورده در خانهء خواجه را بشكستند و دو پسر خواجه را با صد نفر از اقربا و ملازمان وى به قتل رسانيدند و درويش بيك روملو ، خواجه را گرفته مىخواست كه خدمتش را همسفر ديگران كند . مقارن آن خواجه به التماس از وى درخواست كه او را به خدمت شاهزادهء مظفر لوا سام ميرزا برند كه اگر كشتنى باشد شاهزاده به قتل وى فرمان دهد . درويش بيك التماس وى را قبول كرده جامهاى بر سر او پوشيد كه كسى از شاملويان او را نشناسد . چون خواست كه او را به نزد شاهزاده برد جمعى از سپاهيان او را شناخته آن دستور آگاه را پاره پاره ساختند . گفتار در ذكر مرور و عبور عبيد خان ديگر باره به خراسان و وقايعى كه در آن اوان روى نمود چون اخبار نزاع و جدال [ 71 ] امراى درگاه و قتل خواجه حبيب الله و فوت دورميش خان و استيلاى شاملويان و قتل برون سلطان و شيوع تفرقه و تشويش در ولايت خراسان به سمع عبيد خان رسيد در سنهء اثنى و ثلاثين و تسع مائه از آب آمويه عبور نموده لشكر به مرو كشيد و از آنجا با جمعى از سلطانان و بهادران و لشكرى بىكران به جانب طوس روان شد ، و چون به ظاهر شهر طوس رسيد غازيان بنا بر آن كه خانه كوچ برون سلطان در آن بلدهء خلدنشان بود از دروازه بيرون تاخته دفع و رفع اوزبكان را وجههء همت ساختند و زمان مقاتله و محاربه از صباح تا رواح امتداد يافته چون سپاه اوزبك بيش از آن بود كه به دفع ايشان توان پرداخت غازيان رايت هزيمت افراخته به شهر درآمدند و عبيد خان به محاصرهء ايشان